سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

160

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

ضمير در [ نحوه ] به [ البناء على علوّ القدر ما يبنى على علوّ المكان لتناسى التشبيه ] راجع است و مراد از [ ما مرّ من التعجب ] نهى است كه در قول ابن عميد يعنى : قامت تظلّلنى و من عجب * شمس تظلّلنى من الشّمس آمده و مقصود از [ النّهى عن التّعجّب ] نهى از تعجّبى است كه در قول ابى طباطباء علوى آمده يعنى : لا تعجبوا من بلى غلالته * قد زرّ ازراره على القمر و ايندو بيت قبلا گذشت و حاصل آنكه تعجّب در ايندو بيت نيز مانند بنا گذاردن بر علوّ قدر آنچه را كه بر علو مكان بناء ميگذارند مىباشد چه آنكه اگر شاعر قصد تناسى تشبيه و فراموش نمودن آن را نمىداشت و تصميمش بر انكار تشبيه نمىبود نه جائى براى تعجّب در بيت اوّل بود و نه محلّى براى نهى از تعجّب در بيت دوّمى وجود مىداشت . سپس مصنّف به منظور زيادى تقرير و اثبات بيشتر اينكلام اشارة ميگويد : بناء گذاردن بر فرع يعنى مشبه‌به با اعتراف به اصل يعنى مشبّه جايز است ( چه آنكه اصل در تشبيه اگرچه مشبه‌به بوده بخاطر اينكه اقوى و اعرف است ولى در عين حال چون غرض از تشبيه به مشبه‌به رجوع مىكند و اساسا مقصود از نفى و اثبات در كلام آن مىباشد اصل در تشبيه مشبه محسوب مىشود ) و بهرتقدير وقتى بناء گذاردن بر فرع با اعتراف باصل جايز بود بطريق اولى با انكار اصل اين بناء جايز مىباشد . امّا دليل بر بناء جواز بر فرع با اعتراف باصل همچون قول عباس بن احنف :